![]() |
![]() |
|
| آخرین قله ی عروج را می توان بحر عمیق عشق نامید |
|
می گویند شرک همانند موری که در ظلمات شب روی سنگ تیره حرکت میکند به سراغ آدمی می آید.
کودکان گرچه که در بازی خوشند شب کشانشان سوی خانه می کشند شد برهنه وقت بازی طفل خرد دزد از ناگه قبا و کفش برد آن چنان گرم او ببازی در فتاد کان کلاه و پیرهن رفتش ز یاد شد شب و بازی او شد بی مدد رو ندارد کو سوی خانه رود نی شنیدی انما الدنیا لعب؟ باد دادی رخت و گشتی مرتعب؟! پیش از آنکه شب شود جامه بجو روز را ضایع مکن در گفت و گو خیلی زشته آدم لخت بگرده... |
|
سلام بر رفیقان شفیق...
امسال رو شروع میکنم با یاد خدا و یک نظر سنجی! احتمالا همتون شنیدید که نو آوری و شکوفا... شاید به نظر شما اسم های بهتری هم برای سال میشد گذاشت.اگه اسم گذاری با شما بود برای امسال چه اسمی در نظر میگرفتید؟! از تمام دوستان دعوت میکنم اسم مورد نظرشون رو بگن.مرسی... |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تختی نمایی از فتوت
|
| پیوندها |
|
ضیافت پوکر صوفی جهادی |
|
RSS
|